ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
121
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) باشد و پيامبر ( ص ) حكم فرمود كه چون خالهاش اسماء دختر عميس همسر جعفر است ، او در خانهء جعفر باشد . و رسول خدا ( ص ) سوار شد و در سرف [ 1 ] نزول فرمود و مردم نيز بدان جا كوچيدند و ابو رافع نيز تا غروب آن روز در مكه بود و شبانگاه ميمونه دختر حارث را به سرف آورد و پيامبر با او زفاف فرمود و نزديك سحر روانهء مدينه شد . سليمان بن حرب از حمّاد بن زيد ، و يحيى بن عبّاد ، از حمّاد بن سلمه ، و همگى از ايّوب ، از سعيد بن جبير ، از ابن عبّاس نقل مىكنند كه * چون پيامبر ( ص ) و ياران او در عمرة القضاء به مكه در آمدند مشركان گفتند : امروز كسانى مىآيند كه تب يثرب آنان را ضعيف ساخته است . گويد ، گروهى از ايشان كنار حجر [ 2 ] نشستند . پيامبر ( ص ) ياران خود را فرمود تا در حال طواف ، ميان دو ركن را به حال عادى و سه طرف ديگر كعبه را با حالت دويدن و جنباندن شانهها طى كنند تا مشركان نيرو و ياراى آنان را ببينند . ابن عباس مىگفت پيامبر ( ص ) از بهر رعايت حال و مهلت دادن به مشركان امر نفرمود كه تمام طواف را چنان انجام دهند ، و چون مشركان چنان ديدند گفتند ، تب مدينه آنان را ناتوان نكرده است . سريّة ابن ابى العوجاء سلمى به جانب بنى سليم [ 3 ] پس آن گاه در ماه ذى حجه از سال هفتم هجرت رسول خدا ( ص ) سريّة ابن ابى العوجاء سلمى به جانب بنى سليم واقع شد . گويند ، پيامبر ( ص ) ابن ابى العوجاء سلمى را با پنجاه تن به جانب بنى سليم گسيل فرمود و او به جانب ايشان به راه افتاد . و جاسوسى از بنى سليم كه با او بود پيشاپيش رفت و خبر بديشان رسانيد و آنان جمع شدند و چون ابن ابى العوجاء بدان جا رسيد ، آمادهء رويارويى با او بودند . او نخست آنها را به پذيرفتن اسلام خواند و گفتند : ما را بدان نيازى نيست . و ساعتى تير انداختند و از براى آنان امداد مىرسيد و از هر سو مسلمانان
--> [ 1 ] . سرف ، جايى است در شش ميلى مكه ، در مورد فاصلهء آن تا مكه هفت و نه و دوازده ميل هم گفتهاند ، ر ك : ياقوت ، معجم البلدان ، ج 5 ، چاپ مصر ، ص 71 - م . [ 2 ] . منظور حجر اسماعيل است . - م . [ 3 ] . ابن اثير او را به صورت ابو العوجاء ثبت كرده ولى مىگويد ابن اسحاق او را به همين صورت ابن ابو العوجاء آورده است . ر ك : اسد الغابه ، ج 5 ، ص 266 . - م .